شعر از ابو سعید

راه تو

راه تو به هر روش که پویند خوشست

وصل تو به هر جهت که جویند خوشست.

روی تو ، به هر دیده که بینند نکوست،

نام تو به هر زبان که گویند خوشست

 

عشق آمد

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست

تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست.

اجزای وجودم همگی دوست گرفت

نامی ست ز من بر من و باقی همه اوست