شعری از ابوسعید
راه تو
راه تو به هر روش که پویند خوشست
وصل تو به هر جهت که جویند خوشست.
روی تو ، به هر دیده که بینند نکوست،
نام تو به هر زبان که گویند خوشست
عشق آمد
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست.
اجزای وجودم همگی دوست گرفت
نامی ست ز من بر من و باقی همه اوست
+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 8:9 توسط سیمین براتی
|