امور تربیتی و تربیت اسلامي منبع( havzah.net)
مفهوم تربیت
تربیت به معنای رشد دادن، عملی الهی و معنوی است. کودک در چنین روندی، براساس فطرت الهی، به سوی مقصد سیر میکند. تربیت، کودک را نمیآفریند، بلکه او را در راه انسان شدن شکوفا میسازد و انسان شدن، نتیجه منطقی تربیت درست است. تربیت شور و عشقی را میطلبد که مربّی در پرتو آن، متربّی را به رشد و کمال میرساند و او را ارزشمند میسازد.
هدفهای تربیتی
از اولین گامهای تربیت، مشخص کردن اهداف تربیتی است؛ همچنین علاوه بر تعیین هدف کلّی، باید شرایط و موقعیتهای مختلف را در نظر گرفت. و نیز باید طرح و برنامه منظم وجود یابد. چرا که عمل تربیتی نمیتواند بیمقصد و بیبرنامه و مبتنی بر آزمایش و خطا باشد. بنابراین، برای رسیدن به نتایجی پرثمر، تعیین اهداف تربیتی ضروری است.
ضرورت شناخت مسائل تربیتی
فردی که عهده دار تربیت است، باید بکوشد علاوه بر آشنایی به علوم تربیتی، از خصوصیّات جسمی و روانی افراد نیز آگاهی یابد. شناسایی و آگاهی در امر تربیت ضروری است؛ زیرا انسان موجودی پیچیده است و استعدادهای هر فرد، براساس وراثت و محیط تربیتی او شکل میگیرد. پس همان طور که هر فرد دارای شخصیت روانی خاصی است، تربیت او نیز راه و روشهای خاص را میطلبد.
مربیان، رنگین کمان محبت و معرفت
مربیّان رنگین کمانی از محبّت و معرفتند و با سنگینی باری که بر دوش دارند، هیچ گاه بیتابی، خستگی، شِکوه و نگرانی به خود راه نمیدهند. آنان خوب میدانند که پاداش تلاش در راه خدا، در متن کار نهفته است. مربّی منتظر ستایش چشمها نیست، بلکه برای او رضایت «دوست» کافی است. مربی محرم و آشنای قلب هاست. دستهایش مملو از صمیمیتی غریب و لبهایش سرشار از حرفهای شنیدنی است. لبخند او در هر صبحگاه، نخستین هدیه خداوند به نگاه منتظر دانشآموزان است.
مربّیان را قدر بدانیم و ارج بگذاریم که تقدیر از خوبان، پاسداری از خوبی است.
تربیت و نقش الگویی مربّی
نقش الگویی مربّی، در تربیت دانشآموزان، بر هیچ کس پوشیده نیست. تماس نزدیک مربّی با دانشآموزان و نفوذی که بر آنان دارد، نقش مهمی در سلامت فکری و روانی ایشان ایفا میکند. این تأثیر و نفوذ ممکن است به طور مستقیم یا غیر مستقیم صورتپذیرد و به شیوههای گوناگون مثل تقلید، الگوسازی و گاهی اوقات، همانند سازی بروز کند.
پس مربّی باید تلاش نماید علاوه بر کارهای تربیتی و پرورشی که در مدارس انجام میدهد، الگو دهی را به عنوان یک ابزار تربیتی مورد استفاده قرار دهد.
مربیان در گام اول، در مسیر پرپیچ و خم تعلیم و تربیت، ابتدا معلم و مربی خود هستند و میکوشند خود را به زیباترین صفات انسانی زینت بخشند.
رفتار اخلاقی و شخصیّت تربیتی مربّی
اگر کودکان خاطره خوبی از رفتار و شخصیت اولیاء و مربیان در ذهنشان وجود داشته باشد. یعنی حس کنند که آنان راستگو هستند، به وعدههایشان عمل میکنند، عادل و درستکارند. درستکاری، پاکی، صداقت مربیان، در ذهن دانشآموزان، تأثیر بسیار برجای گذاشته و آنان را تسلیم واقعیتها میکند.
شناخت متربّی
یکی از شروط موفقیّت در تربیت، شناخت متربّی است. دست اندر کاران تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان، اعم از والدین و مربّیان، به هر میزان که با نیازها، سلیقهها، استعدادها، رغبتها و آرزوهای متربّیان خود بیشتر آشنا باشند، روش تربیتی مناسبتر و مؤثرتری اتّخاذ خواهند نمود. بنابراین، پدر، مادر و مربیانی که علاقه به تربیت فرزندان دارند و به نوعی خود را مسؤول میدانند، پیش از آنکه به تربیت اقدام کنند، بهتر است بکوشند تا روحیّات فرزندان را بشناسند و سپس مناسب با روحیات آنها، تربیت مورد نظر را با صبر و حوصله به مرحله اجرا در آورند.
قرآن و تربیت
قرآن این کتاب تربیتی، در آیات بسیار، بهترین وسیله تکامل انسان را تفکّر، تعقّل و تدبّر میداند و فلسفه وجودی تمام دینهای آسمانی و رسالت پیامبران را تعلیم و تربیت شمرده است. در آیه 151 سوره بقره آمده است: «در میان شما، فرستادهای از خودتان روانه کردیم، [که] آیات ما را بر شما میخواند و شما را پاک میگرداند و به شما کتاب و حکمت میآموزد و آنچه را نمیدانستید، به شما تعلیم میدهد.»
اسلام و تربیت
انسان مانند نهالی است که شکلگیری شخصیّت او در دوران بزرگسالی، منوط به دوران کودکی اوست.
اسلام دین استواری است که برای تعلیم و تربیت و پرورش روح و روان انسانها و رشد و تکوین امّتها، برنامههایی کامل و دقیق دارد و هدفش پیراستن جان و دل انسانها از جهل و گمراهی و نفاق و هدایت افکار به نورِ توحید و سعادت است. از این رو، بر پدران و مادران و مربیان تربیتی است که با استمداد از احکام حیات بخش اسلام، شیوههای تربیتی خویش را برگزینند.
تربیت، وظیفه اساسی و حساس والدین
اسلام یکی از وظایف اساسی و حساس پدران و مادران را تربیت فرزند میداند. پدران و مادرانی که در اثر سهل انگاری و یا عوامل دیگر، از تربیت فرزندان خود سرباز میزنند، از نظر دین و اجتماع خطاکار میباشند. چراکه فرزند نالایق هم برای پدر و مادر و هم برای اجتماع، زیان آور و سربار خواهد بود. حضرت علی علیهالسلام در اینباره میفرمایند: «کودکان خود را بزرگ و گرامی داشته و خوب تربیت نمایید.»
پرورش روح بندگی
تربیت، سوق دادن آدمی به سوی ارزشهای والای انسانی است؛ آنچنان که ارزشها را بپذیرد، دوست بدارد و بکار بندد. پس باید چشم کودکان و نوجوانان را بر قدرت بیکران خداوند و اسرار آفرینش گشود و آنان را به گونهای تربیت نمود که خدا را همواره مراقب و ناظر اعمال خود بدانند و خود را به خداوند نزدیک ببینند.
تربیت، راه خودشناسی و خداشناسی
به طور کلّی، تربیت تمام ابعاد شخصیت را شامل میشود که به رشد اجتماعی، عاطفی، ذهنی و اخلاقی کمک میکند. تربیت دینی جنبه خاصی از تربیت است که فرد را به وظایف دینی و آداب شرعی آشنا میسازد و او را به خودشناسی و خداشناسی میرساند. چنین تربیتی، مبادی اعتقادی انسان را مستحکم کرده، فطرت الهی و انسانی او را بارور میسازد.
محبّت اهلبیت علیهماالسلام
از اصول زیر بنایی در معرفت و تربیت دینی کودک که به وسیله پدر و مادر در محیط خانواده میتواند صورت گیرد، مسأله محبّت و دوستی پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله و اهلبیت عصمت و طهارت علیهماالسلام است که اگر از اوان کودکی بذر آن در وجود انسانها کاشته شود، پایدارتر خواهد بود. اگر والدین ارادتی عمیق و خالصانه به ائمه اطهار علیهماالسلام داشته باشند، این ارادت و محبّت، خود به خود، در رفتار و گفتار آنان تجلّی مییابد. همچنین با ذکر بزرگواریها و خوبیهای معصومین علیهماالسلام و نقل داستان زندگی آنان به تدریج این محبّت و ارادت عمیق به کودک منتقل میشود.
نکتههایی در تربیت دینی
طبیعت، مدرسهای است برای آموختن دین و کشف آیات الهی؛ به شرط آنکه راه درست دیدن و درست حس کردن را بیاموزیم.
تربیت دینی باید در دل ریشه کند.
هنر مربّی این است که واقعیات جهان بیرون را برای کودک و یا نوجوان به گونهای جلوه دهد که او جهان واقعی را در درون خویش ببیند.
مانند صدف باید گوهر دین را در درون خویش پیدا کنیم و بسازیم.
تربیت کردن و تربیت شدن با هم فرق میکنند؛ در اوّلی تربیت کسب میشود و در دوّمی تربیت کشف میشود. در اولی مصنوعی است و در دومی طبیعی است.
خواندن نیکوی قرآن، شنیدن صوت قرآن، دیدن قاریان و حافظان قرآن و معاشرت با اهل قرآن، در پرورش حس مذهبی کودک مؤثر است.
تربیت اجتماعی:
یکی از ابعاد وجودی انسان، اجتماعی بودن اوست که شایسته است در تربیت مورد توجّه قرار گیرد.
کودکان همانند نهرهای باریک، همیشه نمیتوانند مستقل و جدا باقی بمانند و به ناچار، روزی به دریای اجتماع وارد میشوند؛ چراکه استعدادها و تواناییهای آنان در عرصه حیات اجتماعی شکوفا میشود. از این رو، تربیت اجتماعی فرزندان در خانواده، آنان را برای حضوری موفق در جامعه تربیت میکند.
رشد اجتماعی
تربیت از آغاز زندگی بشر، وجود داشته است. تربیت نه تنها در رشد اخلاقی، عقلانی، رفتاری و حتّی جسمانی فرد مؤثّر است، بلکه وسیلهای در جهت رفع نیازهای حقیقی و مصالح اجتماعی به شمار میآید. از این رو، میتوان با اطمینان گفت که تنها با داشتن موقعیت جغرافیایی خوب و منابع مالی، یک جامعه سالم و رشد یافته به دست نمیآید. بلکه نظام تعلیم و تربیت زنده، سازنده و مترقّی است که انسانهای آزاده، مستقل، خلّاق و تلاشگر بار میآورد تا جامعه را از عقب ماندگی نجات دهند.
خانواده و تربیت
اوّلین محیطی که کودک پیش روی خود میبیند، خانواده است. نوع نظام خانوادگی، نوع روابط والدین با یکدیگر، ارتباط والدین و فرزندان و نیز روابط فرزندان یک خانواده با هم، در تربیت اجتماعی آنان نقش مهمی ایفا مینماید. خانواده میتواند الگوهای سالم رفاقت، دوست یابی و آداب و سنن اجتماعی را به کودکان معرّفی کند. این نهاد تربیتی، میتواند آموزنده و سازنده باشد و نیز در عین حال، میتواند بدآموز و گمراه کننده باشد.
محیط خانواده، شخصیّت فرزندان را شکل میدهد؛ از این رو، اسلام، والدین را به تربیت صحیح فرزندان توصیه میکند و آنان را مسؤول اعمال فرزندان خویش میشناسد.
والدین و تربیت
تعیین حقوق متقابل بین والدین و کودک، علاوه بر بیان یک ارتباط عاطفی، گویای یک ارتباط معنوی و دینی است. حضرت علی علیهالسلام ، در نهجالبلاغه، میفرمایند: حق فرزند بر پدر و مادر این است که او را به اسم نیکو نام گذاری کند و به نیکی ادب و تربیتش کند و به او قرآن بیاموزد. با این بیان کوتاه، وظیفه خطیر والدین مشخص میگردد؛ چراکه نام نیکو در شکلگیری شخصیت کودک، تأثیر بسیار دارد، و انس با قرآن، زندگی توأم با آرامش و هدایت را به ارمغان میآورد، و نیز تربیت صحیح عامل جلوگیری از انحرافات، در زندگی میباشد.
نقش ارتباط صحیح
از نیازهای اساسی والدین و مربّیان در امر تربیت و پرورش اخلاقی کودکان و نوجوانان، برقراری ارتباط سالم با آنهاست. ارتباط صحیح بین پدر و مادر و روابط سالم آنان با کودکان، مهمترین زمینه رشد و پرورش اخلاقی نونهالان را فراهم میآورد.
نقش مدرسه در تربیت
تربیت، جریانی است که از آغاز زندگی در خانواده شروع میشود و تا واپسین دم حیات ادامه مییابد. تربیت در خانه، پایه گذاری میشود و در مدرسه ادامه مییابد. از این رو، وظیفه سنگینی بر دوش مربّیان و مسؤولان مدرسه قرار دارد. آنان میتوانند با برنامههای تربیتی صحیح و جامع در جهت خوشبختی و سعادت فرزندان جامعه بکوشند.
مسؤولیّت پذیری در تربیت
ایجاد حس مسؤولیت در کودکان، یکی از اهداف عمده تعلیم و تربیت است. این امر زمانی تحقّق خواهد یافت که والدین یا مربّیان، برای کودک، برنامه صحیح و مثبت داشته باشند.
ایجاد حس مسؤولیت، آنها را قادر میسازد که از خویش مراقبت کنند و در آینده، به عنوان فردی مسؤول، وظایف خویش را برعهده گیرند.
همچنین باید کودکان را یاری کرد، تا برای رفع موانع در زندگی، به دنبال راه حلهای مختلف بروند.
مهمترین رسالت والدین و مربّی
دینداری و خداشناسی در نهاد همه انسانها وجود دارد. یکی از کارهای مربّیان، پرورش و تقویت و شکوفایی مذهبی و اخلاقی کودکان و نوجوانان است. پرورش و هدایت اخلاقی و دینی فراگیران، در مرحله نخست، در نهاد مقدّس خانواده شکل میگیرد و بارور میشود، و در دوران مدرسه به ثمر میرسد. کودکانی که در خانوادههای پایبند به اصول مذهبی، از همان سنین خردسالی و کودکی، با اصول و مبانی دینی آشنا میشوند، به ندرت ممکن است در دوران نوجوانی و بلوغ به انحراف کشیده شوند و نسبت به اقامه نماز و مسائل شرعی بیتفاوت باشند. در این میان، نقش تقوا و تدیّن والدین و مربّیان در تربیت و پرورش دینی فرزندان بسیار حائز اهمیت است.